بچه ها یکی از دوستام یک مشکلی براش پیش آمده ۲ سال با یک آقایی دوست بوده و عاشق همدیگه بودن ولی بعد یک مدت اون آقا با دوستم کات میکنه به ظاهر و می ره دختره اصلا آدم بدی نیست ولی یک جایی مشغول به کار میشه بعد مدت ها که بلاخره دنبال کار میگرده و سابقه کار نداشته این آقا قبول می کنه اونجا مشغول به کار بشه بعد فقط دوستم اونحا فروشنده بوده تو شرکت و این آقا اولش خوب بود و اذیت نمی کرد بعد یک مدت شروع کرد به پیشنهاد به دوستم و دوستم قبول نکرد بعد بارها پیشنهاد به دوستم پیام میداده و مثل دوست دخترش رفتار میکرده و شروع کرده بود به حرفای جنسی و دوستم مشکل مالی داشته مجبور بوده اونجا باشه تا یک کار پیدا کنه و بره و حقش رو بگیره ولی بعد یک روز دوست پسرش میاد و با هم می رن بیرون و دختره می خواسته به پسره بگه ولی بعد پسره اصرار میکنه گوشیش رو ببینه و دختره هم بهش میده گوشی رو و شروع میکنه به خوندن پیام اون با کارفرماش و بهش میگه تو خیانت کردی
دوستم پسره رو خیلی دوست داشته توضیح میده که با اون آقا نبوده ولی باور نمی کنه پسره و بعد یک مدت دوباره با هم می رن ولی پسره فراموش نمی کنه البته اینم بگم دوستم نمی تونست به کارفرماش برخورد کنه که چرا این غلطا رو میکنه می ترسیده حق و حقوقش رو نده ولی بعدش امد از اونجا بیرون
شرایط پسره از نظر روحی خوب نبوده می خواست همون روز بگه ولی گذاشت تایم بگذره حالش بهتر بشه بگه ولی پسره باور نمیکنه الان دوستم فراموش نمی کنه و حالش بده و خیلی پسره رو دوست داره در حد مرگ