پارتنرم دیروز صبح بهم پیام داد گفت سلام عزیزدلم صبحت بخیر دلم برات خیلی تنگ شده و دوست دارم
بعد من بعد از ظهر گفتم سلام میتونم یه سوال درسی بپرسم اونم گفت سلام عزیزم تو مسیرم شب منتظرتم منم گفتم اگه کار دار فردا بگم اونم گفت باشه عزیزم بعد گفت فدات بعدش من گفتم از چیزی ناراحتی گفت نه فدات بشم تو مسیرم دارم میرم کوه پشت فرمونم
بعدش من بهش شک کردم یه عالمه بهش تهمت زدم که با یه دختر رفتی اونم ویس صداشو با همکارش فرستاد برام که من بدونم همکارش کنارشه
من الان حس کردم سر سوال درسی باهام بدبرخورد کرده ولی خب پشت فرمون بوده و همکارم کنارش بوده