دستام میلرزهه تا الان زیر پتو داشتم گریه میکردم و زجه میزدم
مامان بابام خونه ان تا وقتی که محکم گریه نکنم بغلم میترکه چیکار کنمم؟؟
بدنم تکون میخورههه چشمام قرمز شده در اتاق بازه سرمو نمیتونم بگیرم بالا چون میفهمن چشمام قرمزه
حالم خیلی بدههه بدنم سست شده چشمام پر اشکه هی بالارو نگاه میکنم بلکه نریزند اشکام تا نپرسن ازم چیشدهه
دلم میخاد الان یجایی باشم تنها باشم داد بزنم جیغ بکشم و گریه کنمممم
حالم خیلی زیاد داغونه
کاشکی آدم میتونست تنها باشه الان فقط یه گریه از ته دل میتونه حالمو بهتر کنه