سلام دوستام من شوهرم کارش آزاده خیلی همکار خانم داره و داشته که خیلیهاشون رفتن همیشه میومد با اسم کوچیک ازشون تعریف میکرد داستان هرکس و می گفت تا اینکه این آخریا یه دختره اومده چند ماهه شوهرم گفت سنش کم بود بوده به زور شوهرش دادن الان دوساله طلاق گرفته همش میگه بدبخته بیچاره روزی ده تا قرص اعصاب می خوره ولی من خیلی حرصم میگیره احساس میکنم خیلی با هم راحتن بهش-می گم میگه من شخصیتم انسان دوسته چیزی تو دلم نیست فلان ولی من حس خوبی ندارم به بارم دختره دو ماه پیش یه عمل داشت دو روز قرار بود نیاد رفتم سر گوشیش دیدم دیدم به دختره پیام داده سلام خوبی چیزی لازم داشتی بگو دختره هم مودب جواب داده بود که فردا مرخص میشه میاد ولی من به روش نیوردم دیدم بعدش پاک کرد یه بار گفت داستان زندگی این دختره مثل منه پدر مادرش خیلی اذیتش کردن ولی کلا میره سر کار از صبح تا قبل اینکه بیاد یه زنگ نمیزنه حالمو بپرسه یه بار گفت این دختره خیلی حرف گوش کنه خیلی ردیفه تو کار اذیت نمی کنه خیلی احساس بدی دارم نمی دونم چرا چون کلا بهم کم محبت می کنه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
حق داریهمسرت خیلی شل و پر رو هست که خیلی هم میاد توضیح میدهدختر بدبخت و بیچاره زیاده و همیشه ی خدا ب ...
به خدا منم نظرم همینه یه بار بهش-گفتم نظرت چیه یه مرکز مشاوره بزنی تازه تو اینستا هم فالو داره برای هم بعضی وقت ها کلیپ می فرستن قفل گوشی همو داریم از اول اینجوری بود ما ۳سال دوست بودیم خیلی سختی کشیدیم به هم برسیم ازدواج عاشقانه ۵ دقیقه از هم بی خبر نبودیم الان بعد ۵ سال زندگی میبینم مدت هاس صبح میره آخر شب میاد حتی در طول روز یه زنگ نمی زنه حالمو بپرسه میاد هم اصلا نمیگه چی کار کردی خیلی احساس خلا دارم می گم اون همه توجه چی شد بعد فکر کن شب میاد از اون دختره با هیجان تعریف می کنه
دقیقا زدم به بی خیالی بعد من یه اخلاقی دارم حس شک و این چیزا بیاد سراغم اصلا نمی تونم محبت کنم اون ک ...
من تا وقتی شاغل نشده بودم دقیقا همین حس تورو به همسرم و دخترای محل کارش داشتم ولی وقتی شاغل شدم فهمیدم ممکنه هیچ حسی نباشه اما تو با همکارت صمیمی باشی من الان باهمه همکارام صمیمی هستم اما هممون متاهل هستیم بالاخره نصف روز رو با همکارات میگذرونی و خانواده دوم تو هستن بخاطر همین بهت میگم نگران نباش هیچ چیزی نیست اما گاهی گوشزد کن دوسنداری صمینیت بیش از حد رو
خواب دیدم شهریور باردار میشم توی خواب حساب کردم بچم خردادی میشه برام دعا کنید بعداز ۱۲سال به آرزوم برسم حتی خوابشم برام شیرین بود من تاابد منتظر امیرعلی و نفس کوچولوم میمونم میدونم خدا به من نگاه میکنه و منم مادر میشم
من تا وقتی شاغل نشده بودم دقیقا همین حس تورو به همسرم و دخترای محل کارش داشتم ولی وقتی شاغل شدم فهمی ...
من خودم قبلا کارم مثل شوهرم بود اصلا ما همکار بودیم با هم آشنا شدیم بعد ازدواج هم دوسال کار کردم تو محیط کار کلی همکار آقا داشتم ولی اصلا چون متاهل بودم اجازه نمیدادم طرف بیاد درد و دل کنه اگه رو میدادم خیلیهاشون میومدن می دونی با خودم می گفتم یه وقت شوهرم فکر بدی نکنه کاری که اون اصلا نمی کنه بعد جالبیش اینه الان با این که خیلی از چیزا رو نمی تونم واسع خودم بخرم نمیزاره دیگه برم سر کار میگه نمی خوام تو محیطی که مرد باشه بری سر کار من قبلا آرایشگری بلد بودم میگه برو دنبال اون میگم اون تا به درآمد برسه کلی زمان میبره گوش-نمیده
مردا مثل خانوم ها نیستن متاسفانه زود صمیمی میشن به دلت بد راه نده
خواب دیدم شهریور باردار میشم توی خواب حساب کردم بچم خردادی میشه برام دعا کنید بعداز ۱۲سال به آرزوم برسم حتی خوابشم برام شیرین بود من تاابد منتظر امیرعلی و نفس کوچولوم میمونم میدونم خدا به من نگاه میکنه و منم مادر میشم
به خدا منم نظرم همینه یه بار بهش-گفتم نظرت چیه یه مرکز مشاوره بزنی تازه تو اینستا هم فالو داره برای ...
قاطعانه برخورد کن این رفتار عادی نیست و زور نزن براش ادای خانم روشنفکر و خونسرد رو در بیاری. هیچ زنی تحمل این وضعیت رو نداره هرکی میگه خونسرد باش و تنش درست نکن داره اشتباه میکنه.
ته همه ی این روابط به یک چیز ختم میشه. خودتم میدونی واضح و صریح بگو یا این رفتار زشت و دور از ادب رو تمومش کن یا مثل خودت رفتار میکنم.