2777
2789
عنوان

شوهرم میگه باید خونه مادرم بری

| مشاهده متن کامل بحث + 1124 بازدید | 67 پست
فک کردی شهر دور باشی راحتی عشقم ن والا من سالی یکبار میرم شهرمون. میرم خونه بابام. مادرشوهر انگار بچ ...

وای شوهر منم بریم جایی زنگ میزنه میگه ب مامانش ک ما میریم فلان جا‌...بخدا متنفرم از کارش همیشه میگه.دکتر برم خبر میده

جان

عزیزم منم تو ی ساختمون هستم از اعماق وجودم درکت میکنم هیچ آزادی نداریم ن مهمون اومدن  ن مهمونی رفتن  ن جای رفتن همش تحت نظر هستش مخصوصا دعوای با شوهر  کردن  درجا میان ببینن چی شده  پیر شدیم  حسابی اگه اجازه بدی چند تا سوال میپرسم شوهرت پشت اوناست یا شما؟

هر روز میره پایین پیششون زیاد میره یا کم؟ کمک مالی بهشون میکنه ؟کنتور هاتون جداست یا باهمه اگه مشترکه همسرت پرداخت میکنه؟ 

شما هم نمیتونی  اعتراض کنی ک مثلا خانواده ت اینجور میکنن  در جا میکنه حرف نزن

توصیف کاملی از من ؟ در هیچ سنی شبیه هم سالانش نبود ؛ نه تفریحاتش ، نه حرف هایش ، نه خوشحالیش

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

تو ی خونه ای؟والا خواهرجان منم اگ هر هفته می بینمش.ولی بازم دردسر درست میکنه جاسوسی میکنه خبر ب شوهر ...

شوهر منم امروز بعد یک هفته عقده ای بازی نطقش باز شده میگه چرا میری خونه مامان من ساکت میشینی روی مبل حرف نمی زنی ؟ چرا باهاشون سرد برخورد می کنی؟ خوو بابا یک سوزنم به خودتون بزنین حتما یکاری کردین ک نتیجه ش سده رفتار امروز ما

اون چشم کور دیروز ، امروز می بینه

شوهر منم امروز بعد یک هفته عقده ای بازی نطقش باز شده میگه چرا میری خونه مامان من ساکت میشینی روی مبل ...

ای وای چقد شبیه شوهر منه.با این تفاوت ک شوهرم عربده میکشه.مادرش هر کاری کرده اما کوره میگه مامانم بهت بدی نکرده

فک کردی شهر دور باشی راحتی عشقم ن والا من سالی یکبار میرم شهرمون. میرم خونه بابام. مادرشوهر انگار بچ ...

میدونی عزیزم به دوری و نزدیکی نیس به درک فهم ادمه خیلیا نزدیکن دخالتی ندارن خیلیا دورن ولی همچنان موش میدونن مادر شوهر من از جاریم دوره ولی باز دورادور فضول زندگیشه یا میره یا با تلفن .

کلا میگه هر کی هر جا میره هر کاری میخواد بکنه قبلش ب من بگه من شوهرم درست اخلاق درستی نداره ولی یجا شانس اوردم زیاد لا لا به لیلی ننش نمیذاره زیاد صمیمی نیستن . ولی من چونیجاییم دوست ندارم دلخوری پیش بیاد زیاد بحث نمیکنم اونم سو استفاده میکنه گاهی از نرمی من

شوهرتم بچه ننه هس درسته؟

 ینی فک کن من اونجا باشم یا اونا اینجا باشن منو شوهرم بحثمون بشه یواشکی شوهرم به مادرش میگ یا مثلاً ناراحت باشم بگم فلان جا نمیام دیگ تلاشی نمیکنه گوشیو میده مادر عوضیش الهی از روزمین بلندش کنه خدا این مادر عوضیشو زندگی داده ب همه بچه ها شوهر منو آواره شهر دیگ کرده. به اون یکی خونه داده نونش رو میده من اینجا باید گشنگی و آوارگی بکشم   اخلاق این شوهر من فقط اینحورع معذرت میخام برینه هم میگ بشون. ولی اون دوتا پسراش خیلی  خوبن میگن زنامون خدامونن  بقران چنان میزارنشون توسر من بدبخت که شهر دورم سالی  دوسه وعده عید ب عید میرم خونش میزارع می‌ره دم در ب بهانه دست درد میشینه پیش همسایه هاش من باید اشپزی و تمیزی منم هرسری هم تا میرم خونه بابام شوهرم میگ دارم غش میکنم  یچی باخودت بیار بخورم وعده اول جلومون آبگوشت میزارع که همش آبه آب خالی بخدا من که نمیخورم ولی میاد اینجا دارم کباب و مرغ دو نوع غذا میزارم کوفت کنه کاش بمیره مترسک عقب مونده  حتی پول نونی نداریم ی زنگ نمیزنه یک من پسرم می‌دونم بی غرضس چیزی کم نداری همیشه خواهم بچه هاشو می‌فرسته مسافرت نمیگ این برادر بدبختتون هیچی ندارع و ماشین ن خونه زندگیش همش قرضه ولش کنین های مهمان میفرستع برامون یک هفته ای با نزول و چکی زدشون میکنیم همه چکان برگه خوردن

وای شوهر منم بریم جایی زنگ میزنه میگه ب مامانش ک ما میریم فلان جا‌...بخدا متنفرم از کارش همیشه میگه. ...

 خدا مادراشون رو برداره عزیزم که درست تربیت نکردن  من فقط میگم واگذارش به خدا. الهی درد کشیدن مادرشو ببینم جوری ک بم بگ حلالم کن بابت حرفایی که زدم ۷سال کارایی ک کردم بات اینجور تو این سن کم پیر شدی   خدا اگ زمینش نزنه خدا نیست 

ای وای چقد شبیه شوهر منه.با این تفاوت ک شوهرم عربده میکشه.مادرش هر کاری کرده اما کوره میگه مامانم به ...

اگه واسه شما فقط واسه مادرش کوره نمیبینه واسه من واسه مادرش خواهر برادر کل خاندانش کوره پشت همه هست بجز من 

توصیف کاملی از من ؟ در هیچ سنی شبیه هم سالانش نبود ؛ نه تفریحاتش ، نه حرف هایش ، نه خوشحالیش

خدا مادراشون رو برداره عزیزم که درست تربیت نکردن من فقط میگم واگذارش به خدا. الهی درد کشیدن مادرشو ...

چند سالته

توصیف کاملی از من ؟ در هیچ سنی شبیه هم سالانش نبود ؛ نه تفریحاتش ، نه حرف هایش ، نه خوشحالیش

ینی فک کن من اونجا باشم یا اونا اینجا باشن منو شوهرم بحثمون بشه یواشکی شوهرم به مادرش میگ یا مثلاً ن ...

منم هر وقت برم ی چی سرهم میکنه یا غذای مونده از ظهر یا ی کوکو میده.اگ مسرای دیگش بیان چلو گوشت.

خواهرشوهر بهم گف بی عرضه بعدش زد زیرحرفش گف من نگفتم شوهرم حرف اونو باور کن حرف من رو نه!بعد شوهرم بهم میگه بی عرضه فحش ک نیس.‌...

از طرفی مادرش هر بدی کرده میگه مامانم بهت بدی نکرده.انگار کوره شوهرم 

خدا مادراشون رو برداره عزیزم که درست تربیت نکردن من فقط میگم واگذارش به خدا. الهی درد کشیدن مادرشو ...

اخیلی.مامان منم میگه صبر کن خدا حقشون رو میزاره تو کاسه شون بخدا منم مث تو میگم اگ خدا حقشون رو کف دستشون نذاره باورش ندارم...

ب مامانم میگم من تا کی صبر کنم.صبر کنم تا پیر شم.بقران بخاطر حرف بردن آوردن مادرشوهرم‌ زجرها کشیدم خودم رو انداختم رو زمین تو هواس سرد آرزوی مرگ کردم خودم رو زدم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792