به شوهرم چیزی نمیگم ولی گاو ک نیست میفهمه دیگ رفتار بابامو میبینه
منو دق مرگ کرد بابام
با اینک پول داشت میبرد میداد ب عمم و مادر بزرگم بعد جهاز منو میرفت ارزون ترین جنس بازارو میخرید اونم با کلیییی غرغر
هرروز سر جهاز خریدن گریه میکردم!!!
سر عقدم گریه میکردم
سر مدرسه رفتنم
سر اینکه بتونم لاک بزنم!
سر اینک بتونم سسبیلامو بزنم با کلی سیبیل نرم تو خیابون دختر گنده!
خون ب جیگرم کرد