امروز دادگاه تمکین بود و وکیلم گفته بود باید بگی تمکین میکنم،منم گفتم همسرمم پیش قاضی اونقدر فیلم بازی کرد مثلا میگفت آقای قاضی از اینجا الان میبرمش ماشین بخرم فلان وسایل بخرم کلا فیلم اونام باور میکردم میگفتم آقای قاضی به خدا فیلمه باور نکنید بعد اومدیم بیرون بهم میگه بیا طلاق توافقی بگیریم منم گفتم تو تمکین دادی الآنم خودت اومدی دنبالم منم طلاق توافقی نمیگیرم تا قرون آخر مهریه میگیرم تو هم طلاق میخوای برو به قاضی بگو،یکم بعد میگفت تو زندگیم یکی دیگه هست یکم بعد میگفت چرا موهات بیرونه منو حرص میدید چرا پروفایلت عکس خودته چرا میری سرکار گفتم به تو چه تو که طلاقی منم طلاقم الآنم هم تو هم من خوب میدونم برا چی میام پس زر اضافی نزن،نه میتونم تشخیص بدم چی میخواد واقعا اومده بعد دادگاه پیام داده خوبی عشقم😏با خودم گفتم خدا به دادم برسه فیلم بازی کردنا شروع شد