سلام بچه ها
من یه دختر دارم تازه رفته تو سه ماه و شیر خودمو نمیخوره . اینجا که هستم دور از خانواده و دوست هستیم و فقط خودمو شوهرمیم. با این که شوهرم خیلی کمک می کنه اما بار اصلی همه کارا رو دوش خودمه و واقعا دارم کم میارم الان نشستم یه دل سیر گریه کردم :(
فکر کنم خیلی ضعیف شدم طاقت شب بیدار موندن و وقت گذاشتن برای بجه و غذا درست کردن و ... ندارم . همه هم بهم میگن تو چرا اینجوری هستی ما بچه داشتیم همش بیزون بودیم سخت هست اما نه به سختی که تو میگی و یه جورایی حس می کنم از همه لحاظ ضعیف تر از همه هستم ....حنی نمیرسم تلفنامو حواب بدم همرو بعد چند روز جواب میدم همه باهام سر سنگین شدن
کسی بوده دست تنها بوده باشه؟ از تجربیاتتون برام می گین؟
ببخشیذ اگه دیر جواب میدم هم کیبرد فارسی ندارم طول می کشه نایپ کردنم هم وقت شیر دخنرمه کم کم و کلا همش بی تابی می کنه دایم باید بغلم باشه و ارومش کنم