2821
2789
عنوان

افسردگی

83 بازدید | 8 پست

من از دست همسرم و اتفاقای قبلی افسردگی گرفتم و دکتر بهم فلوکستین۲۰ داده. بهش پناه بردم گفتم‌کنارم باش. چون قرص رو مصرف میکنم خیلی بهم خرده شدم دکتر گفت اولشه، به مرور درست میشه. الان ساعت ۹ و نیم شب گذاشت رفت خونه مادرش .... پیام دادم جواب نداده. چون به پدر و مادرش کفتم و ازش شکایت کردم با من لج کرده .... 

باید رو تصمیماتت کار کنی و از روی احساس تصمیم نگیری تو زندگی زناشویی این قدم اول بهبود رابطه س 

درباره افسردگی هم اگه درمانت اصولی باشه نتیجه میگیری

خدای خوبم؛ این شعر بخشی از احساس تازه‌ی من نسبت به تو رو بیان میکنه:  " مرا هزار امید است و هر هزار تویی/شروع شادی و پایان انتظار  تویی  /بهارها که ز عمرم گذشت و بی تو گذشت /چه بود غیر خزان ها اگر بهار تویی/دلم ز هر چه به غیر از تو بود خالی ماند / در این سرا تو بمان ای که  ماندگار تویی/شهاب زودگذر لحظه های بوالهوسی است /ستاره ای که بخندد به شام تار تویی /جهانیان همه گر تشنگان خون من اند/ چه باک زان همه دشمن چو دوست دار تویی /دلم صراحی لبریز آرزومندی است/ مرا  هزار امید است و هر هزار "تویی"شاعر:سیمین بهبهانی

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

باید رو تصمیماتت کار کنی و از روی احساس تصمیم نگیری تو زندگی زناشویی این قدم اول بهبود رابطه س دربار ...

یعنی چیکار کنم الان؟ رفته خونه مادرش، میترسم زنگ بزنم بیاد داد و بیداد کنه

عزیزم فکر کن مرده فکر کن نیست فکر کن یه نون اوره فقط فکر کن فقط یه سرپناه اینجوری کمتر افسردگی میگیر ...

همین که میگی خیلی سخته برام.... دوس دارما اما نمیتونم

یعنی چیکار کنم الان؟ رفته خونه مادرش، میترسم زنگ بزنم بیاد داد و بیداد کنه

الان با احتیاط برخورد کن درگیری ها رو به حداقل برسون اگه میدونی دعوا میشه چیزی نگو ولی در طول زندگی با صبر و حوصله مسائل رو حل کن سیاست رو یاد بگیر حرکت آخر رو اول نزن 

خدای خوبم؛ این شعر بخشی از احساس تازه‌ی من نسبت به تو رو بیان میکنه:  " مرا هزار امید است و هر هزار تویی/شروع شادی و پایان انتظار  تویی  /بهارها که ز عمرم گذشت و بی تو گذشت /چه بود غیر خزان ها اگر بهار تویی/دلم ز هر چه به غیر از تو بود خالی ماند / در این سرا تو بمان ای که  ماندگار تویی/شهاب زودگذر لحظه های بوالهوسی است /ستاره ای که بخندد به شام تار تویی /جهانیان همه گر تشنگان خون من اند/ چه باک زان همه دشمن چو دوست دار تویی /دلم صراحی لبریز آرزومندی است/ مرا  هزار امید است و هر هزار "تویی"شاعر:سیمین بهبهانی

2825
2823

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

قیافه بچه وقد

maix | 12 ساعت پیش
2791
2779
2792