من امروز جرم گیری و وایتکس رو هواسم نبود با هم ریختم گلو و چشمم به شدت سوخت و زنگ زدم اورژانس گفت تو خونه خودتون نمون ، اسپری اسم داشتم گفت استفاده کن و شیر هم بخور
زنگ زدم شوهرم گفتم میای شیر بگیره بیا بعد ۲ ساعت اومد. تازه رفت تو اتاق صحبت با مشتری بعد اومد گفت وای یادم رفت. بازم نرفت بگیره رفت سراغ تلفنش منم زنگ زدم سرایدار رفت برام شیر گرفت اونوقت به شوهرم بر خورده. وب کرد رفت سر کار حالم خیلی بد شد به مادر شوهرم گفتم زنگ بزن پسرت بیاد منو ببره دکتر گفت من الان دوستم داره میاد پیشم دوستم که رفت زنگ میزنم حالا دوستش هنوزم هست
خوب شما باشید چیکار میکنید؟ آنقدر بی تفاوتی درسته؟ منم تمام روزم بخدا شده کارای خونه اصلا به خودم نمیرسم بعد یه روز که مریض میشم باید اینجوری برخورد کنن؟