2777
2789
عنوان

مادر شوهر

83 بازدید | 7 پست

بچه ها مادر شوهرم عمل کرده تو ی ساختمونیم بهش میرسم.

دیروز دختر داداشش اومد خونشون بعد ما باهم خیلی خوبیم تعریف میکردیم گفت فلان رستورانو من میرم هی . غذاهاش خوبه و فلان هی ادرس داد من گفتم نمیدونمم من بلذ نیستم حالا امروز ب شوعرم داشتم تعریف میکردم ک اره هر چی گفت من نفهمیدم کجا رو میره گفتم بس ک بیرون نمیرم بلد نیستم مادر سوهرم بهو عصبانی شد داد زد گفت هیوکی دختر داداشا من نمیشه خوبن فلانن مگه رستوران رفتن عار و ننگه باید بگم برای عروسای من هیچیشو نیاد تعریف کنه ک اینجوری پشتس غیبت کنن گفتم من ک غیبت نکردم گفت هیچکی مث اونا نیستن عروسا من پروعو بدن گفتم بابا مگه من چی گفتم بذم اومده اینجوری کرده حالم بهم خورد ازش. مگه دختر داداشش دختر شاهه.

هیچ دیگ دلمم نمیخاد برم براش کاری کنم ولی بهاطر شوهرم محبورم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چاره ای نیست کسی نیست براش شام و ناهار بذاره شوهرمم لج میکنه

پس غذاش رو بده ک شوهرت زبون نداشته باشه بگه چرا انجام ندادی!!!   ولی اصلا روی خوش تحویل ننش نده تا حساب کار بیاد دستش... شوهرتم اینطوری نمیتونه چیزی بگه چون میگی غذاش و دادم دیگه.... اگه گفت چرا براش قیافه گرفتی زیر بار نرو بگو نگرفتم، اصن طلبکار شو بگو هم بهش سرویس میدم هم پشتم الکی حرف میزنه؟!!! بدجنس بازی برای بعضیا لیاقتشونه

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز