2777
2789
عنوان

هکش کردم و بعد

69 بازدید | 3 پست

خیلی نیاز به راهنماییتون دارم.

خلاصه تعریف میکنم. من و زنداداشم و زنداداشِ زنداداشم باهم دوست صمیمی بودیم. من خیلی ازشون بزرگترم باهم همه جا می‌رفتیم و همه جا بودیم ولی من دوستای صمیمی قدیمی و جدید زیاد دارم اخرین بار رفتم خونه خانم دوست شوهرم و باهم دوست شدیم من دوستای دیگم هم بردم و اشنا کردم و باهم می‌رفتیم اونجا .

بار اخر بیست دقیقه تو خونش تعمیرات داشت گفت بیا من تنها نباشم تا تعمیرات رو انجام بدن .

این زنداداشم و زن داداشش فهمیدن برا چی رفتم ولی خودشونو دلخور گرفتن و ازین چیزا. البته ک این دوست جدید برام خرج زیاد کرد و من برای جبرانش یبار بردمش کافه یا مریض بود میگفتم بیام برات غذا بیارم. این دوستام بهشون برخورده. حالا قسمت مهم ماجرا ازین ببعذه


زن داداشم و زنداداشش باهم استوری ست گذاشتن اینکه خبر به گوشمون میرسه دور هم جمع میشید پشت سرمون چی میگید ولی هزار تا گوسفند هم دور هم جمع بشن حریف یه گرگ نمیشن


منم ساعت سه شب از خواب بییدار شدم اینو دیدم. رفتم پیوی ژنداداشم حرف گفتم بهش و به زنداداشش بیشتر گفتم.

بهشون گفتم بخاطر شکمتون رابطه چند ساله رو خراب کردین

گفتم فلانی بخاطر چیپس و پفک ننش رو هم میفروشه


اینارو گفتم چون مطمئن بودم استوری برا ما بوده چون قبلش رفتم رو اکانتش پیاماشونو خوندم

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

حالا اونو منو مقصر میدونن و میگن استوری برای تو نبوده و منم قبول نمیکردم اخه تو کلوز فرندشم بودیم.

و حالا هی میرم چتاشونو میخونم  میبینم پشت سرم بهم میگه دختر روانی . حرف حالیش نیس ما ک با اون نبودیم. اون دهنش چفت و بست نداره رفته به دوست جدیدمون هم خبر داده بحث کردیم یا زنداداشم میگه من ک قید همشونو زدم. ولی تو خونمون باهام اوکیه و چیزی بهم در رو نمیگه ولی تو چت طرف زنداداشش هست و منو بد میدونن.

نمیدونن اگه حرفی گفتم از رو عصبانیته و اینکه پیاماشون با هم رو میخونم. هرچند من بخاطر اون حرفی ک گفتم قبول دارم نباید میگفتم ولی عصبانی بودم.

حالا ک من ادم بده ام و هی حاشا میکنن کارشونو و شب و روزم غصع شده میگم برم بهشون بگم به چه دلیل حرفاشونو قبول نمیکنم و چرا عصبانی شدم و از حرفایی ک پشت سرم میگن خجالت بکشن اونم وقتی تو روم خوبه زنداداشم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز