دامادمون اهل بریز و بپاش بود اصلا کار نمیکرد
یعنی کارگر داشت هفته ای ۳ بار سر میزد
خونه خواهرم حدود ۲۰۰ بود بزرگ نبود ۳ خوابه
ما کلا وسواسیم
خواهرم بچش دنیا اومد شوهرش این خانم رو استخدام کرد
مثلا هفته ای یکبار فقط کابینت هارو میریخت تمیز میکرد چون خواهرم اونجوری بود
بیدار میشد صبحانه حاضر بود
البته اون خانم خودش هم همه چی میبرد از خونه با اجازه و حقوق خوبی داشت