وقتی میرم خونش همش باید یجا بشینم سر جام تکون نخورم دیروز رفتم عیادتش یه چشمش بسته بود بخاطر عمل اب مروارید .یلحظه بچم تو بغلم بود رفتیم اشپزخونش با اون یکی چشمش داشت منو میآیید نمیدونم چرا😒😐
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
حالا من میرم اونجا با اینکه باردارم یه دقیقه نمیزاره بشینم ،همش میگه اینو بیار اونو بیار این کارو کن اون کارو کن ،ب خدا 5 دقه نمیزاره کونمو بزارم زمین ،پامو از در میازم داخل خونه میگه برو فلان چیزو بیار ازش بدم.میاد