2777
2789
عنوان

زایمان طبیعیم

304 بازدید | 38 پست

من ۳۸ هفته کامل که بودم ساک بچه و وسایلمو اماده کردم و فکر میکردم حداقل ۴۰ هفته زایمان میکنم 

۳۸ و هفته وچند روزم بودم که ساعت ۳ نصف شب یهو از خواب پریدم بعد متوجه شدم داره ازم اب میریزه اخه روزش کلی کار کرده بودم حمام کردم غذا پختم پیاده روی کردم و خیلی خسته بودم 

خلاصه اولش خیلی ترسیدم که کیسه ابم سوراخ شده بود یه جوری که هر چند دقیقه انگار یه لیوان اب کوچیک ازم میریخت!ولی چون اگاهی داشتم که اگر کیسه اب پاره بشه باید سریعا برم بیمارستان و خونسردیمو حفظ کنم منم دقیقن خیلی ریلکس خیلی اروم رفتم شوهرمو بیدار کردم و بهش گفتم کیسه ابم پاره شده باید بریم بیمارستان 

اصلا حس نگرانی و ترس و استرس به شوهرم ندادم این بهترین کارم بود

هیچ دردی اصلا نداشتم رفتم بیمارستان دو سه بار معاینم کردن که کامل کیسه ابم پاره شد و کلییی ازم اب رفت 

خلاصه گفتن اگر درد داشتی بگو من هیچ دردی ندلشتم تا ساعت ۹ صبح دیگ اومدن بالاسرم که درد داری یا نه باز نداشتم. 

رو تخت دراز کشیدم بهم ازاین کمر بندا دادن و قلبمو چک میکردن 

و امپول فشار بهم زدن دیگ کم کم دردام شروع شد منه غافل فکر میکردم این درد زایمانه اولش خیلی کم بود چون زایمان اولم بود نااگاه بودم.

ولی نزدیکای ظهر بود ک دردای اصلیم شروع شد اینقدر زیاد بود انقدر شدید بود فقط داد میزدم هیچی نمیفهمیدم هرچند دقیقه یکبار دردم میگرفت و مدام احساس دسشویی میکردم 

یه بار پاشدم رفتم دسشویی ک پرستا اومد گفت حق نداری از تخت بلند شی شاید بچه بخواد بیاد چرا رفتی دسشویی و این حرفا 

خلاصه شرمنده میگم من جامو خراب کردم و از شرمندگی قبل اینکه پرستار بیاد خودم بردمش انداختمش سطل اشغال 

که اصلا نباید از جات بلند بشی و خیلیا اینکارو میکنن و طبیعیه ولی من حساس بودم 

دیگ از درد داشتم منفجر میشدم ساعت نزدیک ۲ بعد ظهر بود اینقد زور زدم و میگفتن زور بزن منم پاهامو یکم بردم سمت شکمم و تا میتونسم زور زدم یهو پرستار گفت سرشو دیدم موهاشو دیدم 

گفت پاشو ببریمت اتاق زایمان 

از خوشحالی کیف کردم ک داره دنیا میاد 

دیگ روی تخت زایمان دوتا زوووور خوب زدم بچم اومد بیرون اینقدررررر راحت شدم اینقدررر حالن خوب بود ک از تخت خاستم بلند بشم دکتر گفت کجا کجا یه زور بزن جفتت نیمده اونم زور زدم جفتم اومد 

باز خاستم پاشم از تخت گفت کجا کجا وایسا بخیت کنم 

ینی بخیه رو که اصلا نفهمیدم و 


خدایا شکرت🙏💕 خدایادخترم سلامت و عاقبت بخیر بشه🤲 آمین🙏

خودمو ریلکس کردم برا بخیه و چون قبلش درد زایمان داشتم اصلا بخیه رو متوجه نشدم 

خلاصه بخیم که کرد دیگ از تخت پاشدم راه رفتم بچمو بغل کردم 

بردنم دوباره تو بخش اینقدررررر حالم خوب بود از نظر جسمی وقتی بچم دنیا اومد تمام دردام رفت 

من موندم یه چندتا بخیه ای ک خوردم اونم به نظر خودم خیلی سوسول بودم دیگ برا بخیه ها بیشتر ترس داشتم 

اگ ادم زرنگ باشه زود بخیه هاش خوب میکنه سشوار میکشه و پماد میزنه و نترسه 

خلاصه بگم همون ساعت اول سرپا بودم و کلا۱۰ روز خونریزی داشتم و تمام شد.

زایمانم خیلی خوب بود با اینکه شکم اولم بود و هیچ هیچ تجربه ای نداشتم 

فقط بعدش یکم افسردگی گرفتم چون خیلی درد کشیده بودم  

خدایا شکرت🙏💕 خدایادخترم سلامت و عاقبت بخیر بشه🤲 آمین🙏

درد ک شدید بود واقعا ادم دلش میخاست سرشو بکوبه به دیوار ولی وقتی سر بچشرو میبینن دیگ دردی نداری میری چندتا زور میزنی بچه میاد بیرون و تمااااام دردات از بین میره و همه کاراتو میتونی انجام بدی

بعد از بخیه هم باید بتونی جیش کنی که اگه نترسی خیلی خوبه من همش استرس پارگی بخیه داشتم ک دکتر گفت ببین زورم بزنی این بخیه ها محکمن پاره نمیشن پس راحت ادرار کن.


خدایا شکرت🙏💕 خدایادخترم سلامت و عاقبت بخیر بشه🤲 آمین🙏

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

واسه شیر دادن هم دکتر اومد چند بار محکم سینمو فشار داد شیرمو اورد و بچم همون روز اول خورد قربونش بشم هیچوقت یادم نمیره که چطور داشت شیر میخورد 😭😭😭😭

خدایا شکرت🙏💕 خدایادخترم سلامت و عاقبت بخیر بشه🤲 آمین🙏

مبارک باشه عزیزم

زایمان برای یک سال ونیم پیشه گفتم تجربمو بگم شاید بدرد کسی بخوره 

راجب قی چشم بچه هم اگر کسی سوال داشت میتونم کمکش کنم

خدایا شکرت🙏💕 خدایادخترم سلامت و عاقبت بخیر بشه🤲 آمین🙏

زایمان برای یک سال ونیم پیشه گفتم تجربمو بگم شاید بدرد کسی بخوره راجب قی چشم بچه هم اگر کسی سوال داش ...

منم نه ماه پیش زایمان کردم واقعا زجر اور بود چهارشب تمام من همچنان درد میکشیدم و این بچه نمیومد شب اخری دم زایمان درد نداشتم حتی نفهمیدم چطور اومد نمیدونم اون لحظه چیشد ولی من هیچ درد نداشتم اخرش 

خودمو ریلکس کردم برا بخیه و چون قبلش درد زایمان داشتم اصلا بخیه رو متوجه نشدم خلاصه بخیم که کرد دیگ ...

افسردگیت به خاطر اینه که انرژیت رفته زیاد زور زدی درست میشه

من زایمان نکردم ولی توی اینیستا دکترا میگن وقتی طرف احساس میکنه مدفوع داره بچه میاد و نباید از ترس مدفوع زور نزنه عادیه 

من فک میکنم طبیعی با بدن آدم سازگار تره

 ψ ❤️

منم نه ماه پیش زایمان کردم واقعا زجر اور بود چهارشب تمام من همچنان درد میکشیدم و این بچه نمیومد شب ا ...

زایمانا با هم متفاوته ن کیسه ابم پاره شد و با امپول فشار دنیا اوردم 

شما کامل طبیعی بوده زایمانتون 

خدایا شکرت🙏💕 خدایادخترم سلامت و عاقبت بخیر بشه🤲 آمین🙏

زایمانا با هم متفاوته ن کیسه ابم پاره شد و با امپول فشار دنیا اوردم شما کامل طبیعی بوده زایمانتون

من با امپول فشار دنیا اومد 

کیسه ابم اصلا پاره نشد خودشون دیدن پاره نمیشه پارش کردن 

چهلو یک هفته و دوروز بود 

افسردگیت به خاطر اینه که انرژیت رفته زیاد زور زدی درست میشهمن زایمان نکردم ولی توی اینیستا دکترا میگ ...

دقیقن من مدفوعمم اومد ببخشید همش فکر میکردم دسشویی دارم  باید سر جات دسشویی کنی اگرم داشتی و زور بزنی من خیلی  خجالتیم بخاطر همین نمیتونسم راحت باشم

خدایا شکرت🙏💕 خدایادخترم سلامت و عاقبت بخیر بشه🤲 آمین🙏

اتفاقا بخیه های زایمان طبیعی خیلی راحت باز میشه

ن مال من باز نشد چون خیلی ترسیده بودم ک ادرار کنم دکتر اینو بهم گفت ک راحت باشم 

خدایا شکرت🙏💕 خدایادخترم سلامت و عاقبت بخیر بشه🤲 آمین🙏

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز