۲۳ سالمه هنوز پشت کتکوری ام حتی امسالم قبول نمیشم خانواده مخالفه پشت کنکور موندنمه دیگه، البته شاید راضی بشن..
از همون بچگی با استرس و بدبختی بزرگ شدم تا به خودمم اومدم خیانت بابام رو شددد ۸ ساله با زن شوهر دار رابطه داره مامانم چند ساله باهاش قهره کاری نداره دیگه بهش منم یکساله با بابام قهر بخاطر اینکه سر اون زنیکه هرزه دعوام کردددد
از بابام متنفرم حتی حاضرم بکشمم اما دیگه نباشههه ازش میترسم عین سگگگگ....
برای کوچیک ترین چیزا همش تپش قلب دارم
استرسم به حدی شده دو بار به فلجی رسید کارم😔
نه میتونم ازدواج کنم نه میخوام که ازدواج کنم
هیچ فامیل درجه یکی ندارم نه مهمونی نه مسافرتی. دوستام همه یا ازدواج کردن یا رفتن دانشگاه اما من هیچچچچ همون بدبخت بیچاره چند سال پیش... حتی خوشگلم نیستم زشتم
دوست و رفیق خوب هم ندارم همشون دو رو...
جز دانشگاه و رشته خوب هیچ هدف و آرزویی ندارم فقط رسیدن به این آرزو حالمو خوب میکنه( خیلی چیزا به دست اوردم ولیی حالم خوب نبود بازم)یه مدت درسو بیخیال شدم امااا آروم و قرار نداشتم چون آدم درسخونی بودم حقم این نیست یه رشته الکی برم.. شاید بگین برو حرفه یا هنر یاد بگیر
خیاطی رفتم یاد گرفتم کیک تولد بلدم حتی....
هدفم رشته تاپه اما اگه پیراپزشکی هم بیارم میرم.. متاسفانه به دلایلی که توی تاپیکای قبلم هست نخوندم درس برای همین هیچی قبول نمیشم...
نمی دونم باید چیکاررر کنم
هدفم از دانشگاه رفتن فقط رسیدن به رشته خوبه و بخاطر علاقمه... صرفاا مدرک نمی خوام..
حتی نمیمیرم واقعااا واسه چی زندگی کنم😔