خونه پدرمم مامانم پشت مبل سم پودر مورچه کش ریخته دخترم جلو چشمم ی دیقه رفت پشت مبل بعد اوردم بیرون دیدم بلوزش یکم پودریه بردمش حموم ولی جلو چشمم بود دست به دهن نبرد دستشم پودری نبود فقط بازو لباسش بود و بردمش حموم لباس رو انداختم حموم فقط تو چشمش ی چیز سفید بود تو سیاهیی چشمش بنطرتون از اونه از اون سفیدا که تو چشم هستنا شبیه اون بود