تک و تنها هیچ یاوری ندارم غیر از خدا با دو تا بچه
شوهرم حقوقمو میگیره با کوچکترین چیز که مثلا لباس کهنمو بخام آستر کنم حمله میکنه منو فحش میده میزنه میگه تخم سگ . حالا میگین دو تا بچه. بچه اول هنوز اینطور نبود به این وحشی بازی بچه دوم دیگه شد ولی من دارم جون میدم بس شکنجه میشم برام مهم نیس تازه بابامم مخالفه میخاد منو مجبور کنه تو یک اتاق خیلی کوچیک کنار خودش زندگی کنم ولی من با همین شکم حامله میخام مثل یک بیپناه برم دنبال پناهگاه امن.به یاری خدا به حرف هیچ کس نمیکنم نه شوهرم که میگه بری مهریه بگیری میکشمت نه پدر ترسو و ریاکاری که منو میخاد مجبور کنه برگردم پناهم خداس اینجا هم کتک میخورم هم فحش هم کار میکنم برای شوهرم دعا کردم بمیرم فایده نداره شوهرمو نفرین میکنم هیچیش نمیشه امروز اومد پاشو گذاشت رو سرم اونقدر فشار داد چند تا پسته نمیدونم کی قاطی آشغالا شده هی فحش میده منو زیر پاش له میکرد این درحالی من شاغلم حقوقمم نصفش تو زندگیه