گاهی میرم سراغ کاربری قبلیم و میبینم چه روزایی از سر گذرونده شد
چه شبایی که صبح شد
دردایی که تموم شد
و به جاش ....
خدایا به داده و نداده و گرفتت شکر
میدونم میبینی اینهمه بالا پایین تقدیر نمیشه فقط کار دنیا و من باشه خودت برام بساز خدای مهربونم تو بسازی قشنگ تره خودت بهم عزت و آبرو بده
بمونه به یادگار از شب کنکوری که نخوندم اصلا
دورم از دخترم
عشقم رو یکماهه ندارم کنارم
بمونه به یادگار
خدایا عاشقتم هر چی بشه میدونم خواست تو بوده و بس خودت راهگشا و راهنمای من باش
همه چیزمو میسپارم به خودت ای خدای مهربونم
ای خدای بزرگ و توانا
به وقت ۲۷ سالگی
۲۷ تیر ۱۴۰۴