2777
2789
عنوان

امیدوارم این زن روز خوش نبینه

| مشاهده متن کامل بحث + 730 بازدید | 48 پست
خواهراش رو نیمدن بهش از بس که خودشو پیششون خوار میکنه احمق

عزیزم اگه با بابات راحتی باهاش حرف بزن حتما.. نمیدونم یا صحنه سازی چیزی بکن که بابات بفهمه مامانت دیگه از حدش گذرونده و زودتر باید بره پیش روان پزشک

لطفا لایک نکنیییییید

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

وای کاش م‍‌ام‍‌اان منم بمیره خوشبحال دخترخالم م‍‌ام‍‌اان نداره از هفت دولت آزاد هیچ غمی ام نداره عین شیر خودشو خواهرشو بزرگ کرد بعضیا از م‍‌ادرر بودن فقط زاای‍‌یدنشو بلد بودن مثل م‍‌ام‍‌اان من😒😒😒😒

 

مامان منم نمیدونم چرا هیچوقت غذا نمیپزهنه ناهار نه شامچند بار شده ما بعد از شام سر زده رفتیم خونشون ...

مامان منم اینجوری بود ولی بد دهن نبود کلت خنثی بود طفلی بلد نبود هیچی گنگه کلا خیلی ارومه ولی ارزو یدلمون موند از مدرسه میاییم بوی غذا بیاد خودمو یه چیزی درست میکردیم 

الان اینقد ب بچه هام میرسم یکی از دغدغه های زندگیم غذای سر موقع برا یچه هامه 

🌹وقتی خدا خواست یوسف را از زندان نجــات دهــد صاعـقه‌ای نفرستـاد تـا درِ زندان را از جای بکند،  بلکه در آرامش شـب درحالیکه پادشاه در خـواب بود رؤیایی بسوی او روانه کرد.  🍀پس بـه خدایت اطمینان داشته باش.  🌹فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أ️مری الی الله ان الله بصیر بالعباد

چقدر اذیتتون میکنه. انشاله یه روزی مستقل بشی از شرش راحت شی. بعد دانشگاه فکر یه شغلی باش، زیاد خونه نمونی😔 واقعا" مادرتون نیاز به متخصص مغز و اعصاب داره. به پدرتون بگید لااقل ببره دکتر۴تا قرص بهش بدن، یه کم آروم بشه

درخواست دوستی قبول نمیکنم🌸
مامان منم اینجوری بود ولی بد دهن نبود کلت خنثی بود طفلی بلد نبود هیچی گنگه کلا خیلی ارومه ولی ارزو ی ...

مامان منم دقیقا بددهنی و بی احترامی به این شکل که استارتر میگفت نداشت

یه همکار داشتم هم سن مامانم بود حتی چند سال بزرگتر و بچه‌هاش تقریبا هم سن من بودن همش به بچه‌هاش حسودی میکردم با اینکه شاغل بود شب قبل ناهار بچه‌هاشو آماده میکرد که وقتی از مدرسه و دانشگاه میان گرسنه نباشن بعد مامان من تا ظهر میخوابید و چیزی هم تحت عنوان ناهار نداشتیم


الان یکی از خوبی‌های ازدواج کردنم اینه که زندگیم نظم پیدا کرده خونه اونا نه ناهارمون معلوم بود نه شا ...

اهوم میفهمم بنظرم ازدواج خیلی خوبه اگه آدم درستی باشه

.تنهایی یعنی این سکانس...💔توی قسمتی از فیلم "رستگاری در شائوشنگ"، پیرمردی به اسم بروکس بعد از ۵۰ سال‌ از زندان آزاد شد، برگشت به شهرش ولی هیچی دیگه مثل قبل نبود. این آزادی براش تلخ‌تر از زندان بود.چند روز بعد مثل همیشه از خواب بیدار شد، دوش گرفت، بهترین لباسش رو پوشید، عطر مورد علاقه‌اش رو زد. رو یه چهارپایه رفت و با یه چاقو روی دیوار خونه‌اش نوشت : بروکس اینجا بود...و خودش رو از سقف همون خونه، برای همیشه رها کرد.بروکس اون جمله رو نوشت چون کسی دیگه نبود بفهمه که "من اینجا بودم..."مثل خیلی‌ از ماها که وسط شلوغ‌ترین روزا ته دلمون خالیه و منتظریم یک نفر بیاد، مارو بفهمه، پیشمون بمونه.ما هم اینجاییم.همین حالا.

مامان منم دقیقا بددهنی و بی احترامی به این شکل که استارتر میگفت نداشتیه همکار داشتم هم سن مامانم بود ...

مامان من شاغل هم‌نبود بعد فوت بابام شاید کلا48سالش بود یخدا شبانه روز خواب بود الانم همونه ک 75سالشه مدام خوابه دست ب سیاه و سفید نمیزنه البته ما همه ازدواج کردیم پیش داداشمه خیلی بی ازار هست ولی باید یکی باشع همیشه همه چی براش اماده کنع اینقد بی دست و پاعه همیشه ما براش مادری کردیم ن اون برا ما اصلا چیزی از محبت مادری نفعمیدیم

🌹وقتی خدا خواست یوسف را از زندان نجــات دهــد صاعـقه‌ای نفرستـاد تـا درِ زندان را از جای بکند،  بلکه در آرامش شـب درحالیکه پادشاه در خـواب بود رؤیایی بسوی او روانه کرد.  🍀پس بـه خدایت اطمینان داشته باش.  🌹فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أ️مری الی الله ان الله بصیر بالعباد

مامان من شاغل هم‌نبود بعد فوت بابام شاید کلا48سالش بود یخدا شبانه روز خواب بود الانم همونه ک 75سالشه ...

منم والا حسرت خیلی چیزا رو دلمه ولی باز خداحفظشون کنه به هر حال مادرن

الان خودم باردارم و بچه‌م هم دختره انشالله که خودم مادر خوبی باشم و بچه‌م مثل خودم نشه

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

درخواست بدین

jdhheh | 18 دقیقه پیش
2791
2779
2792