2777
2789
عنوان

پدر🥲🖤

74 بازدید | 4 پست

میدونی من وقتی پنج ساله ام بود پدرم رو از دست دادم

من پدرم رو خیلی دوست داشتم دراین حد که شب ها اگه دستش رو نمیگرفتم خوابم نمیبرد🥲

بعد از اون‌هروقت میدیم که بعد مدرسه باباها اومدن دنبال بچه هاشون خیلی دلم میگرفت

الان که نوزده سالمه و خودم یه بچه یکساله دارم

خواهرشوهرم یه سال ازم کوچیکتره همیشه جلوی من باباش رو بغل میکنه

حتی یبار جلوم نشسته میگه بابا داشتن خیلی خوبه مگه نه زنداداش

ینی اون لحظه فقط گریه نکردم😭

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

اینجور رفتارها همش الکیه دور از چشم شما چشم دیدن همو ندارن فقط میخوان اذیتت کنن کلا عروس و خونواده شوهر باهم نمی‌سازن هرکی میخواد اون یکی رو بسوزونه من فقط نمیدونم با این اوصاف چرا میگن ازدواج خوبه؟ هرکی رو میبینی تو زندگی متاهلیش یه زخمی خورده . من که به این جمله شک دارم که ازدواج امروز مقدسیه همون قدیمیا هم به هم حسادت میکردن و حتی همدیگرو می‌کشتن داستان اماما و پیامبرا رو بخونی همین دعواها و حتی قتل بخاطر حسادت وجود داشته.  من که این جمله رو دیگه قبول ندارم که ازدواج مقدسه. هر کی میخوان زندگی اون یکی رو خراب کمه . اسی اینجور رفتارها همیشه بوده و هست کلا ازدواج یعنی دق دادن همدیگه ازارو اذیت کردن همدیگه من خودم جدا شدم بخاطر همین دخالت‌ها و اذیت و آزار خونواده ها و فامیل.  انگار وقتی ازدواج میکنی تو تله میوفتی و هرکی از راه میرسه آزارت بده. من که کلا قید ازدواج زدم دیگه سمت ازدواج نمیرم چون ازدواج از دید من یعنی جنگ  اعصاب 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2834
2835
2108