2777
2789
عنوان

شوهرم...

| مشاهده متن کامل بحث + 1537 بازدید | 95 پست
برای منم می خواستن همین نقشرو بکشن دستشونو خوندم کاری باهاشون کردم تا یکماه گریه می کردن

چیکار کردی

دخترک خنده کنان گفت که چیست...راز این حلقه زر...راز این حلقه که انگشت مرا... اینچنین تنگ گرفته است به بر...راز این حلقه که در چهره او...اینهمه تابش و رخشندگی است...مرد حیران شد و گفت... حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است...همه گفتند:مبارک باشد...دخترک گفت:دریغا که مرا...باز در معنی آن شک باشد... سالها رفت و شبی...زنی افسرده نظر کرد برآن حلقه زر...دید در نقش فروزنده او... روزهایی که به امید وفای شوهر...به هدر رفته هدر....زن..... پریشان شد و نالید که وای...وای این حلقه که در چهره او...باز هم تابش و رخشندگی است... حلقه بردگی و بندگی است...فروغ فرخزاد.....

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

دیگه نتونستم تحمل کنم ودیدم نمیتونم کارامو انجام بدم واز یطرف همینجور می اومدن مهمونی وظرفا گذاشتن ورفتن وبا اون شرایط خودم کارا رو انجام دادم البته رحم داشتن وغذا رو درست کردن بهر حال به مامانم گفتم بیاد دنبالم واز یطرف شوهرم باهام دعوا کرد کجا میخوای بری منم اجبارا اومدم خونه مامانم وحالا ایشون با من حرف نمیزنن ودیروز ک تلفنی باهاش حرف زدم جلوی خواهرشوهر ومادرش بهم گفت خودت خواستی بری خودتم بیا یا بابات بیارتت وخواستی بیا نمیخوای نیا

شیاف بذار و‌تا میتونی قدم بزن زود بخیه ات جوش میخوره برو حموم بعد سشوار بکیر روی بخیه ان چقد بت من میگفتن جرأت نداشتم اما بعد که رفتم سرحال شدم و سرپا الهی زود خوب شی و بتونی حرفتو رو کرسی بشونی و زیر بار حرف زور نرو قربون صدقه ی دخترت برو و مادری کن بذا بترکن منفجرررر شن

برای منم می خواستن همین نقشرو بکشن دستشونو خوندم کاری باهاشون کردم تا یکماه گریه می کردن

چکار کردی اموزش مجازی بده یاد بگیریم 

فرزند من به دنیا اومد .   خدایا شادی بچه دار شدن سهم همه ماست . تورو به عظمتت قسم  دامن همه منتظران رو سبز کن .   
برای منم می خواستن همین نقشرو بکشن دستشونو خوندم کاری باهاشون کردم تا یکماه گریه می کردن


چیکار کردی؟ چون منم 3 ماهه دیگه زایمان دارم و مطمینم که مادر شوهرم واسه منم از این نقشه ها کشیده. 

من اگر مرد بودم و دست زني را مي گرفتم پا به پايش فصل ها را قدم ميزدم و برايش از عشق و دلدادگي مي گفتم تا لااقل يك دختر در دنيا از هيچ چيز نترسد

منم ازش دلخور شدم ودیگه جواب تلفنشو ندادم وامروز ک یکم آرم شده بودم بهش زنگ زدم آقا هر چی خواست گفت وبمن میگه تو اخلاقت خیلی بده وانگار خدا فقط شما رو خلق کرده واقعا نمیدونم چیکار کنم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز