بچه که بودم از دعواهای مامان بابام که یوقتی جدا نشن
اما وقتی طلاق میگرفتن من بدبختم با خودشون برده بودن🫠
بزرگتر که شدم از اینکه یه شوهر بد گیرم بیاد
الان درگیرشم
الانم از این میترسم نیازایی ک این شوهر بد برام تامین نمیکنه رو یکی دیگه بیاد تامین کنه و من خامش بشم و ابروم بره ولی فعلا محکم وایستادم پای زندگی ک نمیدونم تهش چیه