تو مهمونی خونه ما من و دختر خاله م رو مبل بودیم جفتمونم پیش دستی داشتیم میوه میخوردیم جلومونم میز بزرگ بود ک مربعیه
بقیه هم اطراف بودن برای اونام پیش دستی بود
منم میوه میخوردم تمام مدتم همونجا نشسته بودم، اول یهو دیدم ته مونده ی سیب ک تمیز و با دندون هم خورده شده و با دندون تو بشقابمه
گذشت دیدم دو تا شد
بعد بازم گذشت دیدم سه تا شد .
اقا این جنی چیزی بوده اخه دخترخاله م سیب نمیخورد خودشم پیش دستی داشت کسیم دستش ب ظرف من نمیرسید بخاطر اون میز بزرگه منم همه ش اونجا نشسته بودم ، پیش دستی من رو مبل هم بود رو نیز نبود ، قضیه ش چیه
روم نمیشه ب بقیه بگم خخخ