رو زمین بود
رفتیم کلاردشت قرار بود بریم ی مرداب ، ولی از ی مسیر فرعی پیچیدیم
هیچکس تا حالا پاشو اونجا نزاشته بود ، چون اول مسیر باتلاق بود ما،هم ب سختی رد،شدیم بعد،ی مسیر خطرناک کنار رود خونه شیب درخت هایی ک تو مسیر افتاده بودن زمین های نرمی ک باید سریع حرکت میکردی تا فرو نری
در آخر جایی رو دیدم ک انگار خود بهشت بود اون صدا اون بو اون منظره هیچوقت از یادم نمیره