آقا امروز دوست بابام اومده خونمون
و دخترش و خانومش رو هم آورده
اینا یه دختر دارن ۱۲ سالشه
بهم گفت دختر عموی من زن هست
منم گفتم چند سالشه
گفت ۱۴ سالشه
گفت پس زن نیست یه دختر بچس
بعد گفت
چند سال پیش که دختر عموم کلاس ششم بود و برادرش کلاس سوم
مامان باباش که میرفتن بیرون منو میزاشتن دم در میگفتن
اگه بابام مامانمون اومد بیا مارو صدا کن
بعد میگه یه روز من رفتم گفتم برم تو
که دختر عموش و پسر عموش رو لخت دیده
میگفت دید که داشتن عکس میگرقتن
یا میگفت ما تو ماشین بودیم منو دختر عموم و پسر عموم(همون خواهر و برادر)
و من بودم و اون یکی دختر عموم
که دختر عموم و پسر عموم لخت شدن و یه پتو انداختن روشون گفتن اونورو نگاه کنید ما کار داریم
میگه بعد من گفتم میرم به مامانت میگم
گفته من دیگه زن هستم چیو بگی نگو
😑😑
یا میگه دختر عموم خیار آورد
زیر توشک خیار کرد تو خودش خون اومد
باور کنم اصلا میشه باور کرد؟؟
از سر حسادت هست میگه یا راسته؟،
آخه نمیشع باور کرد
بنظر شما الکی میگه یا راست؟