ahooam مدیر عضویت: 1401/11/11 تعداد پست: 564 عنوان یکی هست که | مشاهده متن کامل بحث + 140 بازدید | 20 پست یکی هست که وقتی چایی ریخت رو پام سوخت ،اون بهم خندید و اون کسی نیست جز مادرشوهرماز دیروز قهرم باهاش 1404/04/21 | 17:35 0 نفر لایک کرده اند ... گزارش تاپیک نامناسب
ahooam مدیر استارتر عضویت: 1401/11/11 تعداد پست: 564 ی لیوان آب گرم پر میگردی موقع راه رفتن میریختی توو صورتش بعد میخندیدی میگفتی اع پام گیر گرد ب قالی اتفاقا میخوام اگه یه چیزیش شد بخندم بهش بگم خوبه؟
ahooam مدیر استارتر عضویت: 1401/11/11 تعداد پست: 564 تو ديگه این لوس بودنه؟ تو پات بسوزه اذیت بشی همون احظه بهت بخندن؟خیلی حس بدی بود چون خونه ی اونا داشتم چایی میریختم
ahooam مدیر استارتر عضویت: 1401/11/11 تعداد پست: 564 اگه اونم یه بلایی سرش اومد ت بخند😂 میخوام مثلش باشم نمیتونم چون همیشه کوچیک ترین سردرد هاشو بزرگ جلوه میده جلو شوهرم و بقیه،همیشه میگه ناز منو بکشید ولی خودش ناز مارونمیکشه
ellaaaالهه عضویت: 1403/08/27 تعداد پست: 607 میخوام مثلش باشم نمیتونم چون همیشه کوچیک ترین سردرد هاشو بزرگ جلوه میده جلو شوهرم و بقیه،همیشه میگه ... نادیدش بگیر حرصش دربیاید وگرنه بیشتر دیکتاتور میشع
ahooam مدیر استارتر عضویت: 1401/11/11 تعداد پست: 564 نادیدش بگیر حرصش دربیاید وگرنه بیشتر دیکتاتور میشع درسته حرف خوبی بود