من عقدم چند ساله خب حالا شوهرم سر مسأله ای لج کرد دادخواست داد و بعد چند روز یهو گفت با ی ساک دستی بدون خونه بیا پیش مادرم من وگرنه طلاق
منم مونده بودم چیکار کنم گفتم نمیشه بابا باز با خودم گفتم قبول کنم شاید کوتاه اومد اون برای من مثال این شرط گذاشته بهش میگه فرصت طلایی خانوما مگه میشه من برم دم در شوهرم بیاد دنبالم بریم سر زندگی بدون عروسی مگه دختر از پدرش با عروسی نمیره خونه شوهر حالا دیشب بهش گفتم بیا باهم حرف بزنیم اگر راضی نشدی حرف تو یدفع گفت تمام لیاقت ارزش گذاشتن نداشتی بشین تا دادگاه
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
وقتی عقد طولانی بشه میشه همین من خودم عقد بود چهارسال بعد مادرشوهرم دخترشو عروس کرد فرستاد خونه شوهر توقع نداشت ما عروسی بگیریم بعد ۴ سال که پدر و مادرم رفتن گفتن تکلیف دخترمون معلوم کنید دختر شما الان بچه داره اینا هنوز نامزدن ناراحت شد اصلا توقع نداشت که شما ما رو درک نمیکنین
ببین خلقیات نامزدی بعد ازدواج بهتر نمیشن زیاد در مواقعی وشرایطی حتی دوبرابر بدتر هم میشن،پس خودتو گول نزن اگر اون اشتباهی که گفتی بی احترامی خیلی خاصی یا خیانت و از این داستانا نیست هیچ وقت نرو،بحث عروسی گرفتن یا نگرفتن نیست ولی راههای محترمانه ای هم برای عنوان کردن اینکه ادم نخواد عروسی بگیره هم هست،نمیدونم چرا حس خوبی نداشت چیزی که تعریف کردی ،اول اینکه هرکس یه سرنوشتی داره بعد هم اگر روزی جدا شدی مطمن باش ینفر دیگه هست که میتونه خوشبختت کنه،زیاد فدایی نکن خودتو که بمرپر داخل زندگی اینو خواهی فهمید ...
اولا گرونیه لازم نیست خرج عروسی کنین و من نمیدونم بینتون چیا گذشته و کی مقصره
۱ — در مورد خودم هر چی لازم بوده اینجا نوشتم البته معلوم نیست کدوم درست و کدوم غلطه ماهیت فضای مجازیه ۲ — چرا ناراحت ؟ چرا عصباني ؟ درست بپرس جواب ميدم ۳ — مرزها و مهم ها انسانیت و ادبه نه جنسیت و پول و سواد و دین و قد و پوست و قومیت و زبان و ..... ۴ — اگر پاسخ عزیزان رو ندادم یعنی تعلیق شدم ، تمام .