دقیقا خدا از این نظر ب ما نگاه کرد ک دختر ۶ ماهم اون موقع پیشم نبود و خونه مامانم بود منو همسرم دوتایی رفته بودیم
اگر دور از جونش بود با همون ظربه اول از پنجره پرت میشد بیرون
چون صندلی مخصوص نمینشست
بعد اون مجبورش کردم حتی اگر گریه میکرد تو صندلیش بشینه تو ماشین
اینم بگم اوت ماشینی ک ب ما زد مست بودت همشون
دوتاپسر ۳ تا دختر