سلام خوبین من خیلی خواستگار داشتم عین خیالم نبود حتی خوشم می اومد ازدواج کنم
الان که سنم از ۲۰ گذشته یه آشنایی نیمه کاره با یه خواستگار داشتم البته قبل نشان آوردن
انگار تازه فهمیدم شت واقعا داره میشه حالم بد شد رد کردم بعد اون هر کسی اومده از استرس رد کردم
استرس میگیرم شدید بدنم میلرزه و...
پیش روانشناس رفتم
پیش دکتر رفتم
پیش دعا نویسم حتی رفتم به دردم نخورد الان به خواستگار جدید دارم امروز خانواده اش میان اصلا عجیب شدم یهو میگم آره بیان دلم میخواد ازدواج کنم
یهو استرس میگیرم میگم نه
تو زندگی واقعی هم با پسری آشنا نشدم تا الان
حس میکنم بله بگم همه چی زود میگذره چشم بهم زنی نامزد میشیم اون دوره تموم میشه بعد ازدواج بعد رابطه زناشویی بعد بچه داری و ....
یه ترس از رابطه زناشویی هم دارم ولی کسی نیست هر جا میرم حرفای تکراری میزنن