امروز با دوستم بیرون بودیم و من پیشنهاد دادم بریم ی جایی از اول ک رسیدیم شروع کرد غر زدن و بدفازی
یا گفت من گشنمه یا گفت گربهه یا گفت ی چیز یخ میخوام
بعدم گیر داد بریم لب آب ک من گفتم اون خیابون. الان ترافیک شدیده من حوصله ندارم. تو ترافیک رانندگی کنم. دو ساعت طول میکشه برسیم
بازم بهونه آوردو حرف خودشو. زد
اخرش رفتیم جای دیگه
قرار بود فردا بریم کوه نوردی اول صبح
که من اومدم خونه دیدم ن واقعا خستم. نمیتونم دو باره دو ساعت دیگه برم کوه. ب عضله های پاهامم ب خاطر ورزش گرفته کامل و این باز کلی اصرار و پافشاری کرد که بریم بیا بریم منم دقیقا دلیلشو توضبح دادم ک نمیتونم و خستم بزار هفته دیگه
اخرش گفت من ناراحت شدم نمیخاد
بهش گفتم درک نمیکنی شرایط دیگرانو فقط خواسته خودت مهمه و پافشاری میکنی ناراحتم میشی.
حرف بدی زدم؟ یکم عذاب وجدان گرفتم