نمی دونم چرا از وقتی ازدواج کردم هر روز ی ماجرای جدید در انتظارمه فکر میکردم ازدواج کنم به آرامش میرسم ولی الان میبینم هم خودم تو فشارم همم بدتر شوهرمو تو فشار گذاشتم اونقدری که حس می کنم داره روز به روز سرد و سردتر میشه خواسته های زیادی هم ندارم اصلا ازش فکر که می کنم میبینم تو هر شرایطی درکش کردم چه تو خرید وسایل نامزدی و عقد چه هر چیزی که سر راهمون قرار گرفته اینم بگم ک وضع مالیش هم در حد خودش خوبه تا حالا همه چی که نیازم بوده قبل اینکه بگم برام فراهم کرده ولی با این حال حس می کنم که دلیل اینهمه فشار روحی و روانی اش منم و اگه من نبودم آرامش داشت