مامان بابام میخوان یه سفر دو روزه برن( کاری تقریبا ) بعد من و خواهرمو نمیبرن
از اون بدتر میخوان یه عفریته بیارن بالا سرمون 😥
یه خانم سواستفاده گر و مکار که فقط میخوره و جمع میکنه وقتی میاد خونمون 😭
من حالم بده
اصلا وقتی میاد نفس تنگی میگیرم اینقدر که شوم
من آجیل و اینا خونه هرکسی که میرم اصلا برنمیدارم میگم برا خودشونه
من شاغلم و خودم برا خودم میگیرم آجیل هر ماه
بعد این خانم میاد تو کمد من برمیداره میخوره
اصلا از فکرشم سردرد گرفتمه😔
قبول هم نمیکنن خودمون دوتا باشیم
هرچی زدم تو سرم این چند روز