2777
2789
عنوان

مشاوره

47 بازدید | 6 پست

ਬدوستان شما هم جای خواهرای من حوالی یه ساله که اخلاقم به کل عوض شده ۲۵سالم هست  و تک فرزند  داعم بد خلقم و پدر و مادرم از این رفتارای من کلافه شدن انگاری یه جنی چیزی تو وجودم رخنه کرده بهونه گیر شدم احساس میکنم هیچ کس تو این دنیا دوستم نداره حتی خدا هم ازم رو برگردونده به هیچ  جایی نرسیدم طوری شده که یه روز خونه نیستم مادر و پدرم خوشحالن که نیستم و وقتی میام میگن که کاش هیچ وقت نبودم منزوی شدم و افسرده هیچ چیز خوشحالم نمیکنه حتی کارم به فحاشی کشیده به نظرتون چیکار کنم هر چقدر از خدا میخوام کمکم کنه و از این رفتارا نجاتم بده صدامو نمیشنوه وجودم شده پر از عقده و عصبانیت و خلاصه شدم یه آدم عوضی دیگه نه خدا دوستم داره نه پدر مادرم حتی سر ازدواج کردن هم همینه انگاری هیچ کس به من  کششی نداره دیگه بعضی موقعا مرگم رو از خدا میخوام کمکم کنید

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

میترسم برم دکتر نمیخوام تو این سن کارم به دارو های خواب اور بکشه 💔

چه ربطی داره 

توی این سن؟ برو مشاوره با صحبت حل میشه 

ذهنت نا آرومه 

خسته ایی 

حل میشه 

طرز فکرت رو اصلاح‌کن🙄

تو یه تصادف عمدی میون من با خودم ولی بدون تصادفی من عاشقت نشدم🥺🥺
چه ربطی داره توی این سن؟ برو مشاوره با صحبت حل میشه ذهنت نا آرومه خسته ایی حل میشه طرز فکرت رو اصلاح ...

همش به خدا کفر میگم که چرا من باید حال و روزم به این وضعیت بیافته چرا همه موفق شدن من نه چرا همه شغل خوب و زندگی خوب دارن من نه ذهنم پره از این درگیری ها شما پزشک خوب میشتاسین که کارش خوب باشه ؟

همش به خدا کفر میگم که چرا من باید حال و روزم به این وضعیت بیافته چرا همه موفق شدن من نه چرا همه شغل ...

بعضی روزا انقدر گریه میکنم که دیگه چشمام باز نمیشه پدر و مادرم داعم سر کوفت بقیه رو میزنن سر من دیگه واقعا از این وضعیت خسته شدم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز