خانما من نزدیک های صبح خواب دیدم،
یه جایی نشستم یه کاغذ گرفتن جلوم گفتن این اذن سفر کربلا ی اربعین ت،
بعد من خوشحال شدم ،
رو به روم یه دختر جوون نشسته بود دیدم داره زار زار گریه میکنه میگه منم دلم میخواد اربعین برم کربلا ....
خیلی شدید گریه میکرد
منم دلم سوخت اون کاغذ که بهم دادن بودن رو بهش دادم
که اون بره اربعین کربلا 🥲
از صبح انقد گرفتم .... میگم یعنی من امسالم اربعین نمیرم کربلا ؟!