من یه پسرم که وقتی دو سه سالم بوده مادرم بر اثر بیماری فوت شدن و پدرم دوباره ازدواج کردن و تو این فاصله که من بزرگ بشم تا حتی کلاس اول هم که بودم پیش پدر و مادر بابام بزرگ شدم و بعدش بابام آوردم خونه خودش که یه شهر دیگه بود . یه چند هفته مادربزرگم پیشم موند بازم تا من یکم با محیط آشنا بشم و بعدش رفت و من موندم یه استرس خیلی بزرگ . نامادریم شاغل هست و دغدغه های زیادی داره و وقتی من اومدم بچه اولش بدنیا اومده بود .
من هم خب شرایط روانی خیلی خوبی نداشتم و شاید گاهی میخواستم با مادربزرگم حرف بزنم گریه ام میگرفت و ایشون میفرمودن کریه نباید بکنی و آبغوره بیخودی نباید بگیری و باید خونه رو تمیز میکردم از همون موقع و منو و میزد و باید در حدی رخت چرک میشستم و کلفتی میکردم که دستام پینه میبست و زخم میشد و بازم بیشتر میخواست و چیزی هم دیر و زود میشد منو می بست به بار کتک و حتی بعضی وقت ها هم بیخود این کار رو میکرد کلا احساس میکردم برده ام چندین سال به همین منوال گذشت و همش افکار خودکشی داشتم . البته تو این مدت یک سری حرف هایی هم از طرف فامیل پدرم زده شد بهش که بهش برخورده بود والا من نمیدونم چی بوده و همش میگه تو زندگیمو خراب کردی . مادرم حقوقش رو برام گذاشت و خانواده مادرم خیلی لارج هستن و هیچ وقت در خرید و پوشاک برام کم نگذاشتن و وقتی هم کارت حقوقم اومده دست خودم هر چیزی بخوام خودم میخرم و خیلی پولی از بابام نمیگیرم معمولا حتی گوشیم هم خودم خریدم و همه چیز هام رو کلا خودم میخرم حتی کلاس کنکور هم بعضیاش رو خودم خریدم و بعضیاش هم بابام . من کلاس نهم واقعا از وضعیت خسته شدم و با پدرم حرف زدم که برم پیش مادر مادرم که تو شهر بزرگی زندگی میکنه درس بخونم و مدرسه غیر انتفاعی خوبی برم و تیزهوشان قبول بشم این خانم هم اصلا نمیدونم چش شد منفجر شد یهو حالا جدا دختراش هیچی کم ندارن مدرسه غیر انتفاعی رفتن از اول البته منم واقعا حرفی ندارم ولی بابام واقعا کم نمیگذاره براشون آخرش من که اون مدرسه آزمون دادم و قبول شدم و شهریه اش هم از پول های خودم دادم بیشتر و تیزهوشان هم رفتم و دوسال تیزهوشان بودم و سال دوازدهم اومدم یه مدرسه نزدیکتر به خونمون که کاری داشتم و امتحانی چیزی راحت باشم و خودم کلاس کنکور برم و مدرسه نرم که مدرسه غیر انتفاعی هست و شهریه اش رو بیشتر شرکت میده و یه بخشیش هم بابام داد و کلاس کنکور هم خریدیم و آزمون آزمایشی که ثبت نام کردیم و خودمم با حقوقم رفتم مشاور گرفتم باز این صداش در اومد که وای چقد ول خرجی میکنی و آزمون آزمایشی گرفتی و پولش زیاد شد و اینا که من اصلا مبهوت شدم . یعنی این خانم کل کار خونه تکونیش رو من با پای جراحی شده ام انجام دادم و خودش طلبکارانه به کار های خودش رسید و بعد از یه هفته کار کردن تو این خونه در ان دشت و بد اخلاقی و قیافه پونصد تومن انداخت جلو من که داشتم منفجر میشدم واقعا ولی رد نکردم زشت بود . و چند ماه که گذشت و دیدم نه جدی اینا نمیفهمن شرایطمو و صدام در اومد جدی و دعوا گرفتیم همه با هم و منم باند شدم رفتم خونه مادر بزرگم و دیگه هم نمیخوام برگردم .
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.