من از یک آقایی خوشم اومد ،حس میکردم ایشون هم همین احساس رو دارن با توجه به کارهاشون و رفتارشون و حرفایی که از همکارای خودم و ایشون میشنیدم ،همیشه منتظر بودم از خودشون یا واسطشون خبری شه ولی نشد ....خیلی انتظار کشیدم هر روز هر ثانیه....ولی هیچ
خیلی ناراحتم از اینکه از ذهنم پاک نمیشه ،نمی دونم واقعا چی شد که نیومدن، گاهی وقتا یک سری کارها میکرد که من مطمئن میشدم برای ایشون یک همکار عادی نیستم
الانم انتقالی گرفتم،اما هنوز بهش فکر میکنم
گاهی وقتا یادم میاد و دلم میگیره
یک چیزی بگین🥲تجربشو دارین ؟
اگه نمیخواست بیاد ،رفتارش چرا عادی نبود