آنه ! تكرار غريبانه ي روزهايت چگونه گذشت وقتي روشني چشمهايت در پشت پرده هاي مه آلود اندوه پنهان بود./ اینکه گناه هایی که ما انجام میدیم با گناه های بقیه فرق داره دلیل نمیشه که ما خوب باشیم و اونا بد!
آنه ! تكرار غريبانه ي روزهايت چگونه گذشت وقتي روشني چشمهايت در پشت پرده هاي مه آلود اندوه پنهان بود./ اینکه گناه هایی که ما انجام میدیم با گناه های بقیه فرق داره دلیل نمیشه که ما خوب باشیم و اونا بد!
خوشبختم بنده از طایفه زاده ابراهیم مالک اشتر نخعی هستم
اهلا و سهلا
ابراهیم خیلی رو گردن من حق داره
صدام کن ملکه شب 👸🏻 چنان سختی هایی کشیدم که تو خوابتم نمیبینی ولی من زنده موندم تلاش کردم و خودمو نجات دادم شب هایی رو صبح کردم اگر ادم غیر من بود سکته میکرد.
آنه ! تكرار غريبانه ي روزهايت چگونه گذشت وقتي روشني چشمهايت در پشت پرده هاي مه آلود اندوه پنهان بود./ اینکه گناه هایی که ما انجام میدیم با گناه های بقیه فرق داره دلیل نمیشه که ما خوب باشیم و اونا بد!
صدام کن ملکه شب 👸🏻 چنان سختی هایی کشیدم که تو خوابتم نمیبینی ولی من زنده موندم تلاش کردم و خودمو نجات دادم شب هایی رو صبح کردم اگر ادم غیر من بود سکته میکرد.
مختار درگیر زن دومشه تا اون برسه مراقب باش به فنا نری
وای
مختار بدآموزی داره برا جومونگ
آنه ! تكرار غريبانه ي روزهايت چگونه گذشت وقتي روشني چشمهايت در پشت پرده هاي مه آلود اندوه پنهان بود./ اینکه گناه هایی که ما انجام میدیم با گناه های بقیه فرق داره دلیل نمیشه که ما خوب باشیم و اونا بد!
مختار درگیر زن دومشه تا اون برسه مراقب باش به فنا نری
چرا دروغ میگی خواهر درگیر ناریه هستم
صدام کن ملکه شب 👸🏻 چنان سختی هایی کشیدم که تو خوابتم نمیبینی ولی من زنده موندم تلاش کردم و خودمو نجات دادم شب هایی رو صبح کردم اگر ادم غیر من بود سکته میکرد.
صدام کن ملکه شب 👸🏻 چنان سختی هایی کشیدم که تو خوابتم نمیبینی ولی من زنده موندم تلاش کردم و خودمو نجات دادم شب هایی رو صبح کردم اگر ادم غیر من بود سکته میکرد.
آنه ! تكرار غريبانه ي روزهايت چگونه گذشت وقتي روشني چشمهايت در پشت پرده هاي مه آلود اندوه پنهان بود./ اینکه گناه هایی که ما انجام میدیم با گناه های بقیه فرق داره دلیل نمیشه که ما خوب باشیم و اونا بد!
صدام کن ملکه شب 👸🏻 چنان سختی هایی کشیدم که تو خوابتم نمیبینی ولی من زنده موندم تلاش کردم و خودمو نجات دادم شب هایی رو صبح کردم اگر ادم غیر من بود سکته میکرد.
آنه ! تكرار غريبانه ي روزهايت چگونه گذشت وقتي روشني چشمهايت در پشت پرده هاي مه آلود اندوه پنهان بود./ اینکه گناه هایی که ما انجام میدیم با گناه های بقیه فرق داره دلیل نمیشه که ما خوب باشیم و اونا بد!
آنه ! تكرار غريبانه ي روزهايت چگونه گذشت وقتي روشني چشمهايت در پشت پرده هاي مه آلود اندوه پنهان بود./ اینکه گناه هایی که ما انجام میدیم با گناه های بقیه فرق داره دلیل نمیشه که ما خوب باشیم و اونا بد!
آنه ! تكرار غريبانه ي روزهايت چگونه گذشت وقتي روشني چشمهايت در پشت پرده هاي مه آلود اندوه پنهان بود./ اینکه گناه هایی که ما انجام میدیم با گناه های بقیه فرق داره دلیل نمیشه که ما خوب باشیم و اونا بد!