2777
2789
عنوان

من بچه که بودم🙋‍♀️

216 بازدید | 23 پست

شاید خندتون بگیره 

ولی من اون موقع که بچه بودم(یعنی تقریبا ۹ یا ۱۰ سالم بود) مادربزرگم فوت کرد 

همون شبی‌که فوت کرد و خبر به ما رسید من ومامانم اینا تو حیاط خونه نشسته بودیم مامانم داشت گریه میکرد(اون موقع خونمون ویلایی بود یه کوهی هم دور تر از خونه ما بود خیلی دورررررررر،،،که قرار بود خونه بسازن جای اون کوه)

بعد من یه چیز سفیدی دیدم که خیلی دور تر ازمن بود خیلیییی  بعد خیلی زود زود حس میکردم راه میرف یه جور توهوا معلق بود 

من هیچوقت‌واسه کسی صحبت نکردم چون حس میکردم بقیه مسخره میکنن تا الان که واقعا برام سوال شد یعنی اون چیز سفیدچی بود؟🙁


نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

منم داداشم فوت کرده بود به بار تو آسمون دیدمش

❤❤خدایا شکر که هوامو داری یکم بیشترتر هوامو داشته باش بتونم مغز و روان و قلبم رو سروسامان بدم❤❤اگه نظرات ما با شما فرق داره چون اثر انگشت ما با شما متفاوته ؛  پس قرار نیست بخاطر عقایدی که آسیبی به همدیگه نمیرسونه باهم جنگ و جدل و بحث کنیم

منم ۸ سالم بود مامانبزرگم فوت شده بود.

تو کربلا..

بعد یه شب قبل اینکه جسدش برسه ایران،همه رفتیم خونه بابا بزرگم،کلی ادم بودیم،موقع خواب هی سایه سفید میدیدم.

حتما خیال میکردیم،چون اکثرا یه شکل میدیدیم،سفید و محو

من پارسال صبح ساعت ۶ از پنجره نگاه کردم یه چیز سفید دیدم اروم تو یه مسیر ثابت رو به جلو حرکت میکرد اول فکر کردم پلاستیک یا بادبادک باشه ولی یه جوری بود منم گفتم شاید روحه یا فرشته 

زندگی رو باید از زودپز آموخت 💯😉بااین که داره ماتحتش میسوزه بیخیال نشسته داره سوت میزنه😊😁

😐😂😂😂ی چیزی بگم خندت بگیرع 

یادم میاد همسنت بودم رفته بودم خونه بابا بزرگم تو دهات بودن

خونه خالمم جفتش بود ..اونا بالکن بزرگی داشتن که سقف نداشت حالت تراس بود ولی دورش محافظ نداشت

شبا اونجا میخوابیدیم ..ی رشته کوه هم روبروش بود بعضی شبا

ی چیزی شبیه بشقاب پرنده چراغ میزد بعد میرفت پست کوه محو میشد ..همیشه تو ذهنم بود این چیه کسی هم نمیدونست

😐بعدا فهمیدم ی پایگاه نظامی 😂😂😂اونا هواپیما بودن

من عاشق این زنم هر کی پرچم اسرابیل دستشه مادر قهبس بی ناموس 🤣🤣🤣🤣😘😘

من پارسال صبح ساعت ۶ از پنجره نگاه کردم یه چیز سفید دیدم اروم تو یه مسیر ثابت رو به جلو حرکت میکرد ا ...

واقعا اینی که من دیدم نور داشت سفید‌بود

همه یه طوری گفتن که منم قبول کردم اشتباه دیدم😐😂

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108