منم ۷ سالم بود عروسی دختر داییم بود دستم خورد به کیکش خامه ای شدم دستمو لیس زدم دیدم چقد خوشمزست
اولین بار بود کیک میخوردم
بعد یه لحظه اتاقی مه توش نشسته بودیم خالی شد عروس داناد رفتن بیرون نمیدونم روبوسی بزرگترا بود وی بود
مهمونا هم دنبالش رفتن منم رفتم کنار میک با چارتا انگشتم هی برمیداشتم میخوردم بعدم که دیدم میخوان بیان دویدم رفتم توی همون جمعیت و دوباره باهاشون برگشتم تو اتاق 😐😢
خلاصه که خودم فک میکردم کسی نفهمید ولی نمیدونستم تمام سر و صورتم کیکیه
بعد داییم که پدر عروس بود بغلم کرد گفت نووووش جونت باشه به من که چسبید تو کیکو خوردی😢😢😢واااایییی همین الانم دلم میخواد محو شم😢
فیلم عروسیشون جای پنجه هام روی کیک هست😢کاش میسوخت اون فیلم🙁😂مال ۲۵ سال پیشه