صبح به شوهرم گفتم مثل مردهای قدیم فکر میکنی که زن فقط،تو خونه کار کنه مرد بیرون.
من تو خونه بیکارم صبح تا شب گاهی وقتا واقعا حالش،ندارم آشپزی یا تمیزکاری کنم. صبح شوهرم یه کاری ازم خواست گفت تا من میام بی زحمت پرده رو بشور کثیفه منم جمله بالا رو بهش گفتم یهو داغ کرد گفت سگ
از صبح تاحالا باهاش حرف نزدم