بچه ک بودیم من و دختر خالم خیلی صمیمی بودیم
بعد اون متوجه شده بود ک داداشش رو من کراشه دوسم داش🤭
بعد دختر خالم هوس بستنی میکرد میرف میگف داداش جومانه بستنی میخواد اونم میگرفت سریع😂😂هوس دور دور میکرد میگف داداش جومانه دلش گرفته بریم دور دور🥺😂اونم میبرد حتی یادمه ماشین حتی خراب شد😂😂😂آخه کم سن بود اونم خوب بلد نبود ولی خو از من ۳ سالی بزرگتره
خلاصه خیلی از اسم من سواستفاده میکرد
حتی یواشکی ک من خبر نداشتم کلی باج ازش میگرفت💔😂
خلاصه ک الان بزرگ شدیم چندین ساله ک ندیدمش🥲😂کنجکاوم هنو کراشه یا ن
مرد زندگی بود کافی بود اراده کنی زود فراهم کنه😂😂😂