2777
2789
عنوان

چرا میگن خاستگاریو نباید به کسی بگی😐

| مشاهده متن کامل بحث + 413 بازدید | 34 پست
خب اگه پرسید داشتی یانه دروغ بگیم😐

بگو داشتم ـهمه دخترا خواستگار دارن. همونطور که شما قبل من قطعا رفتید خواستگاری 

دیگه نمیخواد بری ریز جزییات بگی؛ فلان پسر فامیل یا فلان پسر همسایه خواستگارم بوده 

مردم تو خاکسپاریت اگر بارون بیاد شرکت نمیکنن؛ پس اون جوری زندگی کن که حالتو خوب میکنه. بی خیال حرف و نگاه مردم 🌹🌹🌹🌹🌹دانی که چرا دار مکافات شدیم؟ناکرده گنه، چنین مجازات شدیم؟کُشتیم خرد، دار زدیم دانش را دربند و اسیر صد خرافات شدیم!هر نره خری بهم درخواست دوستی بده تو تاپیک اولیم تگش میکنم و رسوا میکنم ‌حالا هی تو نره خر انگشت نجستو بزار رو درخواست دوستی با من 🤣🤣🤣😏

نمیشه که دروغ بگیم

دروغ چی

هر دختری خواستگار داره

چیزی ک اینجا بهش رسیدم اینه...در هر صورت حق با شماس و من عمرا ریپلای بزنم و بحث کنم چون زمان و انرژی هر دو برام ارزشمند تر از بحث با شماس

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

امام صادق گفته: تا کاری محکم نشده درباره آن با کسی سخن نگویید. 

این رو واقعا چندین بار امتحان کردم. اگر در مورد کاری صحبت نکنیم، خیلی بهتر پیش می‌ره. نمی گم کلا مخفی کاری کنیم. اول کار که هنوز به جایی نرسیده بله کسی نگیم بهتره. 

اما در مورد خواستگاری، این مورد رو بیشتر بایستی رعایت کنیم. اول این که چشم بعضی ها میوفته دنبال خواستگاری ما. دوستی داشتم که شرایط ازدواج نداشت، اگر بهش میگفتم، دلش می شکست. افراد دسته دوم حسود هستند و سعی می‌کنند کار شکنی کنند. مثلا کسی بود که تا خبر دار شد به یکی از اقوام که خونه بدون مستاجر داشت زنگ زد و گفت یه وقت خونت رو به فلانی ندی ها، معلوم نیست تا چند ماه دیگه چی پیش میاد، بده اجاره پول دستت باشه. 

دوم این که خودمون اذیت میشیم. هی هر هفته باید پیشرفت کار رو به دویست نفر توضیح بدیم و قضاوت کردن اونا و راه حل های تخیلی اونا رو گوش بدیم. من فقط به خواهرم گفته بودم، بعد از یک ماه واقعا از این که پشت تلفن بایستی توضیح میدادم خسته شدم. مادر بزرگم هم فهمیده بود گفت چه خبر، گفتم به مشکل بر خوریم و فعلا به هم خورده. اصلا حوصله این کارا رو نداشتم. توی تصمیمات ما هم دخالت میکنند مثلا یکی بود گیر داده بود که نه نباید دو روز پشت سر هم برای دختر خانم گل بگیری خب شما چکار داری. 

در کل ذهن آدم به هم می‌ریزه، تمرکز رو از دست میدیم و ممکنه کار انجام نشه. حالا بعد از این که انجام نشه، میشیم درس عبرت بقیه. هی توی جمع موضوع رو پیش می کشند ما رو مقصر می کنند و مثلا میگن که بهش گفتم فلان کار رو بکن، نکرد و این بلا سرش اومد. 

واقعا گفتن این جور چیزا فقط دردسر داره. من به دوست صمیمیم هم نگفتم، ناراحت هم شد. اشکالی ندارد.

نمیشه که دروغ بگیم

جز راست نباید گفت، هر راست نشاید گفت. 

من دو ماه کامل درگیر خواستگاری بودم. کسی از من می پرسید چه خبر، میگفتم میوه خریدم، روغن ماشین عوض کردم، خدا رو شکر. 

یا کسی بود که پی برده بود خبری هست. از من می پرسید، اخبار خیلی قدیمی بهش میدادم. مثلا ما فردا برای بار هشتم می‌رفتیم بیرون، بهش گفتم قرار هست اجازه بگیرم که با هم بریم بیرون. هفته بعد پرسید چه خبر، گفتم با مادرش در این مورد صحبت کردم هنوز جوابی نداده. هفته بعد پرسید چه خبر گفتم ظاهراً موافق بیرون رفتن ما هستند ولی مادرم باید زنگ بزنه و نتیجه رو بورسه. حالا ما داشتیم در مورد این که مراسم عقد و عروسی چه قدر فاصله داشته باشه صحبت می‌کردیم.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز