چون یه عده میفتن توش
سر خواهرم مادرم رفت از یکی بپرسه
او نبه فامیل شوهرش گفته بود
از قضا فامیل شوهرش دوست مادرپسره از آب دراومد
رفته بود بهش گففته بود چه جوری سر از اینجادرآورید و....بهم زد
جالبه پسره خدمه بیمارستان بود و شیرین میزد کلا خواهرم راضی نبود بهونه خوبی شد