2777
2789
عنوان

خیلی دلم گرفته

118 بازدید | 9 پست

بچه ها امروز خیلی کسلم ودلم گرفته دیروز یه تاپیک زدم که چجوری بدی های گذشته مادرشوهرم رو فراموش کنم ولی چون شوهرم اومد خونه نتونستم همشو بگم الان انگار یه غصه گنده اومده گوشه دلم نشسته .چیکارکنم سرحال بشم

سلام بی خیال شو از خداوند نعمت فراموشی رو بخواین الان که صبحه ورزش کنین

لطفا برای فروش رفتن منزل مون به قیمت مورد رضایت و خرید خونه مناسب دعا کنین سپاسگزارم ❤️ میشه لطف کنید  برای نی نی دار شدن تمام منتظران و سحر دعا کنین و همین طور سرو سامان زندگی تمامی جوانان از جمله برادرم ،‌‌سلامتی مادرم و بهبود اوضاع مالیم دعا کنین.الهی دعای خیرتون به عالیترین نحو در حق شما و عزیزانتون مستجاب بشه الهی آمین🌹لطفاً برای شادی روح جوان فوت شده یک صلوات یا فاتحه بفرستید خداوند بخشنده به رفتگان شما هم رحمت و مغفرت عطا کنند ممنون

فقط میتونم بگم خیلی به بدی هایی که کردن فک نکن. چون هر چی بیشتر فکر کنی تحملش واسش سخت تر میشه. بریز دور هر چی شده. به خوبی های همسرت فکر کن و اینکه چیکار کنی که زندگیت شادتر بشه

عاشقتونم عشقای من   

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

از نظر روانشناسی با یکی درد دل کن و همزمان گریه با کسی که کنارت باشه و فرد قابل اعتماد

شوهرت هم میشه

باور کنید کلی خالی میشی

این کسالت و بی حالی بخاطر روز های تکراری و کارهای تکراری هست ولی خب چیکار میشه کرد منم اینجوری میشم بخصوص غروب ها

صلوات بر محمد و آل محمد...اللهم صلی علی محمد و آل محمد

منم مثل تو بودم عزیزم شوهرم یه بار بهم گفت بهگل تو خیلی عجیبی وقتی یه نفر اذیتت میکنه اونقد به بدی های طرف فکر میکنی که دو برابر کار اون ادم اذیت میشی,گفت نمک رو زخم خودت میپاشی,گفت زخمتو فراموش کن تا به مرور زمان خوب بشه,

عزیزم منم به شما میگم ببخش به خاطر ارامش خودت ولی فراموش نکن که چه جور ادمیه که دوباره ازش نخوری

گران باش ؛بگذار بهایت را بپردازند ؛آدمها چیزهای مفت را مفت از دست میدهند."نیچه"

اون زمان به شوهرم درمورد کارای مادرش هیچی نمیگفتم میترسیدم ناراحت بشه آخه بخاطر وضع بد مالیمون مجبور بودیم باهاشون زندگی کنیم یه روز که یه چیزی درمورد مادرش گفتم شوهرم عصبانی شد وگفت تو گربه کوره هستی مادرم این همه خوبی درحقت کرده منم مجبور شدم همه کارایی که مادرش کرده بود بگم شوهرم خیلی ناراحت شد میگفت چرا همون موقع بهم نگفتی گفتم بخاطر شرایطت نمیخواستم چیزی بهت بگم چون کاری ازدستش برنمیمد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

بارداری

sorourzrndi | 3 دقیقه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز