مثلا میرم بیرون میبینم دستای همو گرفتن و میخندن با هم یا خانم بخودش رسیده ارایش و همسرش را افتخار کنارش راه میره دلم میگیره چرا سهم من نباید چنین همسری باسه .
چرا سهم من همسریه که همش اخم میکنه و میگه درست نیست بیرون به هم حتی لبخند بزتبم. چرا سهم من مردی هست ک از سرکار میاد یا ابرو خم کرده یا قهره .
منم شاغلم منم دارم چندین برابرش کار میکنم هنه کارهای خونه بچه داری کارهای محیط کارم ولی سهم من اینه اخر برج همش بگه اینقد خرج کردیم ولخرجی کردیم صاحب هیچی نشدیم. الانم دو هفته ست قهره بجای عذرخواهی و غلط کردم قهره.
ماجرای قهرم تاپیک اخرم هست
از زندگی سیرم چرا خدا جون منو نمیگیره راحتم کنه