بچه ها خونه ی مادربزرگ من یک خونست اما این خونه رو با آهن دوتاش کرده بابام و اینورش ماییم و اونورش یه عجوزه پیر شیطان و با عروس و نوه و پسر شیطانشون هستند
ابنا توی این دوسال به اندازه صد سال من رو ازار اذیت کردن جنایت کردن این مرده پسره پیرزنه توی این دوسال صبح تا شب سیگار میکشه و بوی بسیاز بد سیگارش میاد توی حیاط و خونه ی ما هرچی هم بهشون میگیم برو از خونه بیرون سیگار بکش میگه دوست دارم بکشم تا تو ریت نابود بشه و بمیری
میگم خونه رو تخلیه کن میگه نمیکنم میمونیم و اذیتتون میکنیم تازه دوساله صبح تا شب فوتبال میبینه و با عربده های ناگهانی ما رو میترسونه و آرامش رو ازما گرفته بچه ها من آسم دارم ریم به خاطر بوی مواد این شیطان ۵۰ درصد تنگ شده و از وقتی این ها فهمیدن من آسم دارم و از بوی مواد زجر میکشم تند تند مواد میکشه و زن و بچش هم تند تند عطر میزنند تا بوش بیاد توی خونه ما و من نفسم بگیره
این ها شیطانند دوسال خونه من رو توی شیشه کردن
چند وقت پیش رفتم در خونه به مادرش تذکر بدم پرید به من و شالم رو کشید و به زور میخواست من رو بکشونه توی خونه هم باعث خفگی من شد هم میخواست زورگویی کنه آیا اینکارش آدم ربایی هست که میخواست من رو به زور بکشونه توی خونه تازه فحشم بهم داد و تازه دست پیش گرفته پس نیفته رفته اون شکایت کرده از مت ببین چقدر حیوون و پررو هستن منم امروز رفتم ازشون شکایت کردم