میگن دختر رفیق مادره
پس چرا دختر من انگار هووی منه
اصلا چشم نداره من وسیله ای بخرم
برا برادرشم همینطوره
ده تا وسیله براش بخریم فقط یدونه برا خودم یا برادرش خرید کنم انقدر ناراحت میشه حتی میره چغولی منو پیش مادرشوهرم میکنه
اصلا قدر وسیله هاشو نمیدونه بشدت شلخته و بی نظمه
بخدا همش باهاش حرف میزنم ولی یجوری انگار حریصه موقع غذا خوردن یجوری غذا میخوره اعصابم بهم میریزه میگم مامان از دستت نگرفتیم که آروم و مرتب بخور
همش میگه بریم بیرون بریم خونه فلانی
بهترین کلاس زبان میره خودشم دوست داره ولی دریغ از یکم تلاش برا بهتر شدن درسش
خیلی عصبیم میکنه اصلا حرف گوش نمیده سر مسخره ترین چیزا ساعتها بحث میکنه
ملا قدرنشناسیش تو اکثر موارد برام عذاب آوره
یا من تو تربیتش کم گذاشتم یا بعضی چیزا ذاتیه🙄