دیگه بعد از رضا هیچکی به چشمم نمیاد اصلا نمیتونم قبول کنم توسط دوست داشته نشدم ولی نمیتونم بیخیالش بشم اصلا قصدم از هوس یا چیز دیگه ای نیست من خیلی خیلی عاشقش شدم اما اون بیخیاله
اونم از پروسه کنککرم که انقدرررر براش تلاش کرده بودم درس خونه بودم اما تلاش هام فایده ای نداشت و خانوادم چون خرج کردن خیلی توقع داشتن مادرم داره سرکوفت میزنه که هیچی نخوندی و قبول نشدی و قرارم نیست برات گوشی بخریم)موبایلم خرابه(
اصلا خیلی حالم بده همش خودمو بقیه رو مقایسه میکنم خیلی لاغرم این خانوادم اعصاب باقی نذاشتن برام کاش من بمیرم کاش بمیرم