خاله من سال ۷۲ یه شب دیروقت با پای بسته و درب و داغون مییاد خونه. میفهمن شب موقع برگشت افتاده تو چالههای شهرداری و تا چند ساعت حتی کسی نفهمیده بوده این طفلی افتاده.
چند سال پیش لو داد پارتی بوده چون خیلی دیر شده بوده با دوستاش پاش رو گچ گرفتن 🙂
آقا هستم،کاربری دست دونفره ،روزا خودمم،شبا خودشم🙂🙂